تاریخ انتشار:96/7/2 - 11:55
شماره مطلب:13967229308
تعداد نظرات:0
درس واجب تر است

وصیت نامه و زندگی نامه شهید ملی بسیج دانش آموزی شهید ذوالفقاری

زندگی نامه شهید ملی بسیج دانش آموزی شهید ذوالفقاری

شهيد محمد حسين ذوالفقاري در فروردين سال 1348 در يك خانواده مذهبي و آگاه به مسائل ديني  و اسلامي پا به دنيا گذاشت . او كه برادر شهيد عليرضا ذوالفقاري مي باشد كوچكترين ولي شجاع  و جسورترين فرزند خانواده بود . محمد حسين 16 سال از برادر شهيدش كوچكتر بود و كمتر از دو ماه بعد از به شهادت رسيدن  عليرضا به مقام شهادت نائل آمد .

آنچه كه در سطور بعد مي خوانيد گفته هاي پدر شهيد (حاج رجب ذوالفقاري ) مي باشد كه در مورد فرزندش محمد حسين بيان كرد : فروردين سال 1348 مصادف با ايام محرم و عاشوراي حسيني بود كه خداوند پسري به ما عنايت كرد و ما نيز به يمن اينكه وي در اين ايام متولد شده بود نامش را محمد حسين گذاشتيم . محمد حسين در سنين كودكي بود كه قرآن را نزد خود من آموخت و از رفتارش بر مي آمد كه علاقه ي زيادي به قرآن  و نماز  و اعمال معنوي دارد . شهيد  پس از اينكه دوران كودكي را پشت سر گذارد در سن شش سالگي وارد دبستان شد و طي پنج سال تحصيل موفق شد دوره ابتدايي را به پايان برساند . او در حين تحصيل به كار كردن نيز مي پرداخت . هنگاميكه او دوران تحصيل  در دبستان  را به اتمام رساند جنگ تحميلي عراق بر عليه ايران نيز آغاز شد .

مهر ماه سال 1360 بود كه جهت ادامه تحصيل به مدرسه راهنمايي رفت ، ولي هنگاميكه درس مي خواند عشق  و علاقه وافر او به جنگيدن باعث شد تا درس را رها كند و به جبهه برود ، علاوه بر اين او طي  اين زندگي كوتاهش موفق شده بود  تا دو بار به كربلا برود  و امام حسين (ع) و يارانش را زيارت كند  كه همين خود باعث اشتياق بيشتر او براي جنگ با دشمن مي شد ( چون پدر برادرش در كشور كويت كار مي كردند  او نيز به كويت رفته بوده است  و با اينكه اصرار مي كنند  كه در آن كشور بماند  اما او نمي پذيرد  و به ايران  باز مي گردد .)

خلاصه اينكه درس را رها كرد و جهت  ديدن دوره آموزش نظامي شهيديه را ترك نمود  و پس از اينكه دوره به پايان رسيد نزد من آمد  و گفت  مي خواهم به جبهه بروم ، به او گفتم : درس واجب تر است و محمد حسين  در جوابم گفت : بعداً هم مي شود درس خواند . من به او گفتم : تو خيلي كوچك هستي  و هنوز دوازده سال بيشتر نداري به جبهه ميروي چكار كني ؟ و او گفت : آيا مي گوئيد نروم ؟ آيا نمي توانم براي رزمندگان اسلام آب هم ببرم و من در جوابش گفتم : تو مي تواني اين كار را بكني  و او گفت : پس من مي روم  و بدين طيق بود كه عازم جبهه ها شد .

با اينكه در آن زمان برادر شهيدش ، عليرضا هم در جبهه بود  ولي  ما نتوانستيم  مانع رفتن او بشويم . يكروز خبر آوردند  كه عليرضا شهيد شده است ، او را با افتخار تشييع كرده  و به خاك سپرديم ، براي تشييع جنازه  عليرضا ، محمد حسين  هم از جبهه برگشته بود و ما هرگز تصور نمي كرديم كه بعد از شهادت برادرش  دوباره به جبهه برود  ولي درست بر خلاف تصور ما سه روز بعد از شهادت عليرضا عازم جبهه ها شد و به ما گفت : من بايد برگردم  و نبايد اسلحه عليرضا و امثال او بر روي زمين بماند  و اين بار بود كه با شوق و احساس عجيب تري عازم جبهه شد .

گرچه محمد حسين 12 سال بيشتر نداشت اما براستي شجاع و جسور بود ، او دو ، سه بار به جبهه رفت و سرانجام در  تاريخ  28/10/1360 ، هنگام برگزاري مراسم چهلمين روز شهادت عليرضا به ما خبر دادند كه محمد حسين نيز در منطقه شوش بر اثر اصابت تركش به شهادت  رسيده است . جسد مطهر اين فرزندم را نيز همراه با ساير  مردم تشييع كرديم و در كنار آرامگاه برادرش و در جوار ساير شهيدان اين خطه بعنوان دهمين شهيد اين محله به خاك سپرديم .

« يادش و راهش گرامي باد

 

وصیت نامه شهید ذوالفقاری

 

شهيد: محمدحسين ذوالفقاري

فرزند: رجب

شماره پرونده: 5419/60                                      كد شناسايي:1311332

محل دفن: گلزار شهداي شهيديه ميبد

 

وصيت نامه شهيد محمدحسين ذوالفقاري

5419/60 ـ 1/ش

بسم الرب الشهدا و الصديقين

انا لله و انا عليه راجعون

سلام بر امام زمان ( عج ) و سلام بر امام خميني و سلام بر ملت شريف ايران .به نام خداي درهم كوبنده ستمگران و به نام خداي ياري دهنده مستضعفان.

 اي دشمن بدان كه ملت ما هميشه بيدار و پيروز خواهد بود. اي منافق ! اي ستون پنجم ! بدان كه اگر اسلام در كشوري ريشه نهد ديگر جاي تو نيست. اي دشمن به من نگاه كن ببين كه چگونه آزادانه به جنگ با كفار مي روم و جانم را در راه اسلام و قرآن و خدا فدا مي كنم . خودت فكر كن اي منافق ! كه تو در راه چه كسي كشته مي شوي به خاطر احساسات نفساني و درونيت يا به خاطر شخص يا اشخاص يا براي خدا ، معلوم است تو براي شخص و براي احساسات نفساني و شيطانيت كشته مي شويد چه بيهوده.

درود بر ان كساني كه در راه حق راه پيمودند و در آن راه يك قدم عقب نگذاشتند و جان خود را نثار راه حق كردند. اي ملت ايران ! هرگز نگذاريد فرزندانتان در دامن اين منافقين يا ستون پنجم گرفتار شوند اي ملت ايران ! از كودكي فرزندانتان را خودساخته سازيد كه آينده فرزندانتان خوب باشد. اي مردم ! هرگز فرزندانتان را به خاطر مال اندوزي و طمعه دنيا بزرگ نكنيد كه دنيا شما و فرزندانتان را در كام خود فرو مي برد و از خدا دور مي كند و بازگشت آنها را ناهموار مي كند. اي مردم ! به خدا خميني را رها نكنيد كه حسيني است كه اگر خميني را رها كرديد از اهل كوفه و شام هستيد و از يزديان زمانيد اگر رهايش نكرديد و پيرو او بوديد از حسينيان و از پيروان خط راستين او هستيد وهل من ناصر ينصروني حسين را از زمين گرم كربلا لبيك گفته ايد به اميد اين كه چنين باشد.

اي كارمند ! اي كشاورز ! اي كارگر ! اي بازاري ! اي مردم ايران ! كوچكترين كاري كه به نفع اين مملكت مي كنيد براي اسلام است به خدا كه چنين است. اي مردم ايران ! همه مسلمان شويد كه مسلمان هستيد شما هم مسلمان واقعي شويد زيرا اين حكومت امام زمان ( عج ) در آن استقرار خواهد يافت زيرا ظهور امام زمان در اين مملكت است و شما براي استقبال او هر لحظه آماده باشيد.

خداحافظ. به اميد پيروزي اسلام بر كفر. ( محمدحسين ذوالفقاري )

وصيتم به پدر ومادرم:

مادر عزيز ! هر چه شما كرديد دو تا بچه برادرم عليرضا. سلام بر شما اي پدر و مادر، سلام بر تو كه شب و روز از كوچكيم خواب نكردي تا من بزرگ شدم، سلام بر تو اي پدري كه بازوانت را شب و روز به كار بردي تا من رشد و نمو كنم و تا اين حد برسم و براي زندگي آينده شما پرثمر باشم ولي چه كار كنم كه نه مال شما هستم، نه مال خودم بلكه هر( عضو از ) اعضاي بدن من امانت است و بايد آن امانت را قرباني كنم و زودتر آن امانت را به او برسانم. پس شما نبايد غصه بخوريد و از مرگ من بگرييد و به زاري بپردازيد. زيرا كه خدا در قرآن مي فرمايد:

” ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون“

و مپنداريد كساني كه در راه خدا كشته شده اند مرده اند بلكه زنده اند و نزد خدا روزي مي خورند.

انشاالله كه اين آيه قرآن به شما و ديگر كساني كه در سوگ من نشسته اند قوت و نيرويي عطا كند.

اي پدر و مادر ! از دوستان و آشنايان بخواهيد كه اگر به آنها اذيت و آزاري كرده ام و آنها از من ناراضي هستند مرا ببخشند كه خداي مهربان مرا ببخشد.

خداحافظ

فرزند حقير شما: محمدحسين ذوالفقاري

در اهتزاز باد پرچم خونين جمهوري اسلامي ايران به رهبري امام خميني

 

افزودن نظر جدید

انتشار دیدگاه به معنای تایید آن نیست . نظرات توهین آمیز منتشر نمی شود .
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.